خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

بیست و نهم فروردین ۱۴۰۱ ساعت ۱:۲۹ ق.ظ توسط لولیوش مغموم |  امروز جلسه اول مشاورمو رفتم میدونم اثری نداره ولی تا جایی که حس و هزینه باشه میرم ببینم به کجا میرسه. حس میکنم مشاوره مونده بود از این همه مشکل. هرچی میخواستم نگم هم اینکه نمیشد و برون ریزیم زیاد میشه این طور مواقع هم اینکه خودش میگفت بگو چون بهم بیشتر کمک میکنه. آخر سر هم گفت میخواستم با کودک درونت حرف بزنی که این جلسه نشد و مشکلاتت زیادن. خلاصه از دوستای جنس مخالفم گفتم اونم مشخص بود کنجکاوه گفت رابطه جنسی کامل هم داشتی؟!!! میگفت از وقتی دیدم قرمز پوشیدی فهمیدم دنبال جلب توجهی! این یه نشونه خیلی واضحیه خب ولی نمیشه تعمیم داد چون من این مانتوم تابستونس و مانتو شلوارم تا چند روز پیش که سرد بود لی بود، هرچند اندامی بود. خلاصه اینکه همه مشاورا میگن فکر کن کنار دریایی و اینا رو گفت که نمیتونستم ارتباط بگیرم و خندم میگرفت یعنی الآنم خندم میگیره زیاد هم اینکه شاید خیلی بکار برده شده و تکراریه هم عدم ارتباطم و تمرکزم با مدیتیشن هم اینکه اغلب با جمع بودیم و زدیم مسخره بازی .. حتی صندلیمم برگرگردوندم ولی نشد .. یه چندتا خاطره بد از بابای دیوسم گفتم که گفت مشکل روانی نداره که گفتم جایی نمیره که مشاوره بشه!+استخدامی نزدیکه و من وقت نمیکنم بخونم و میدونم اشتباهه ولی چاره خاصی هم ندارم  امروز سعی کردم بخونم که عصرش رفتم و تا الآنم که خوابم نمیبرد تست زدم. فردا کارم و نمیشه حتی با وجود تایمهای خالی زیاد درس بخونم درصورتی که میشه بیشتر بخونم.+5 شنبه رفتم خونه مجی و ماساژش دادم که طبیعتا آخرش سکس بود و من ارضاش کردم ولی خودم اصلا میل خاصی نداشت

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 13:47

هشتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۷:۳۱ ق.ظ توسط لولیوش مغموم |  سر جمع سه جلسه مشاوره رفتم و طبق معمول نرفتم. البته اینکه فقط یکشنبه ها میتونستم برم و فقط هم هفته ای یک روز اونم همین یکشنبه عصر میتونستم برم باشگاه بی تأثیر نبود چون باشگاه و مشاوره برای من تقریبا یه حکم رو دارن چه بسا اثربخشی باشگاه بیشتر از مشاوره باشه. خلاصه اینم مثل بقیه کارا نیمه کاره موند.+سر کار مجدد مشکل پیدا کردم جوری که میخواستم جمع کنم بدون سرو صدا بیام که دوباره خر شدم و حتی شنبه ها رو هم که نمیرفتم میرم! ولی دارم فکر میکنم درسته اینجا گاهی اذیت میشم ولی صاحبکاره هم خوبه چون هیچ کس نمیاد لیلی به لالا کارمندش بذاره چند بار بطور جدی خواستم برم ولی هربار قانع شدم یا قانعم کرده بمونم.+با او.ر.ک رفتم بیرون 73 ای هست و خوانساری که با بچه ها رفتیم منو دید و شمارمو از یه بچه ها گرفته بود خیلی مثبته و قدشم خیلی بلنده از بزرگمهر تا دوروازه دولت رو پیادده اومدیم و برای تفریح بد نبود حالا هم میگه بیا بیرون ولی من دوست ندارم برم یکی اینکه ماشین نداره و کلا پولی هم نداره یکی هم که جذابیتشو برام از دست داد همین طوریم دوست میشم میرم سراغ بعدی،اینکه حتما پولدار باشه برام ملاک نبود ولی همون موقع که بمن رسید 5 دیقه نشده بود که گفت رفتم عابر بانک عابرم شکست گفتم مگه کشتی گرفتی باش؟! حدس زدم که الکی میگه و هیچیم پول تو جیبش نیست رفتیم نشستیم گفت بریم یه چیزی بگیریم گفتم مگه عابرت نشکسته که گفت پول که دارم یه 50 تومنی انگار نقد داشت بعدشم که از کنار رودخونه اومدیم دوتا سوپری بسته بود و تا شمس آبادی مردیم از تشنگی، دوتا ازین نوشابه شیشه ایها که دیمین

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 13:47

بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۲:۲۶ ب.ظ توسط لولیوش مغموم |  اومدم کلی بنویسم دیدم یه سری چیزا که تو ذهنمه رو تو پست قبلیم نوشتم.جواب استخدامیم فردا میاد خدا بداد برسه!جمعه به بهونه دور همی پیچوندم رفتم باغ اسی همون که دوست شب.نمه و البته میخواد دختره بره استرولیا برای همیشه!رفتیم برا عینک که بسته بود اومد بنزین بزنه که کارتش تو صندوق بود من 45 دادم و میخواست بزنه کارتم که نذاشتم ولی خیلی تابلو و ضایع بود که کلا 95 تومن تو کارتم بود و فهمید، پسره وضعشون بد نیست و شبنمم که خیلی پولدار هستن منم گفتم تو کارت رفاهم دارم که مجدد قرار شد پول غذا رو هم من بدم که دوباره ضایع شدم و پولم کم بود و دیگه خودش داد. یکی بمن بگه بتو چه که طعارف میکنی؟! خلاصه گفتیم چی بگیریم چی نگیریم که کنسرو لوبیا و ماهی گرفتیم و بلافاصله رو غذا سکس داشتیم که کلا زده شدم از سکس و کلا ارتباط!حس میکنم به تهش رسیدم و دیگه برام چیزی جذاب نیست که وارد ارتباط جدیدی بشم و امیدوارم حسم ادامه دار باشه چون داره گند خورده میشه به آدمیتم البته پیش خودم.میدونی پسر ذات داریه یعنی اذیت بکن نیست و صادقه از ارتباطاتش هم گفت و منم گفتم ولی دلم نمیخوادش!چرا حال ندارم بنویسم درصورتی که باید بنوسم و حس میکنم خوب نمینویسم!بدش میاد که من ارضا نمیشم البته خیلی افتضاحه که من بهش نگفتم تو سکس بوی عرق میدی و البته من از خوردن و یه کم از خورده شدن استفراغم میگیره ! برام خورد و من ارضا نشدم چون اون طور که میخواستم نمیخورد ولی معلوم بود تجربه زیاد داره ولی طوری که من ارضا بشم روم نمیشد بگم که انجام بده! کثیفترین کار تو عمرمو کردم و یادشم حالت تهوع برام می

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 13:47

صفحه بندی